خرید بک لینک
به نام خدای بزرگ و مهربونی که ما دو تا رو به هم رسوند..

سلام نفسم

الان هر دو تامون بیداریم

این تاسوعا عاشورام همینجا بودیم نرفتیم طرف مامان اینا..پارسالم همینجا بودیم..

اش داشتیم..البته نه ما..خاله اینا..

بابا هم اومده بود..مثل همیشه حاشیه داشت..

این روزا سخت میگذره از نظر مالی

البته نه برای ما تنها..اکثرا همینجور شدن..ولی من به اینده امید دارم..

اینده رو روشن میبینم..مخصوصا بعد از اومدن نی نی..

البته هنوز که خبری نیست ولی قصدشو داریم..کارورزیامونم شروع نشده هنوز..نمیدونم شایدم شروع

شده من خبر ندارم..حالا میخوام همین سشنبه به امید خدا برم دانشگاه سر و گوش اب بدم..

امشب به مامان و مریم زنگ زدم..تولد م بود یادمون رفته بود که تبریک بگیم اخه خورده بود وسط تاسوعا عاشورا

فراموش کردیم..

دندونمم عفونت کرده لوپم ورم کرده اومده بالا..یه طرفه تپل شدم

میخواستم یه چیزی بگم یادم رفت چی میخواستم بگم............................................

الان تمرکز ندارم..دارم برنامه میکس دانلود میکنم..خدا کنه اینبار درست بشه..

فعلا عشقمممممممممممممممممم

برچسب: نویسنده: آرین کریمیان تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 1:00

صفحه بندی