به نام خدای خوب و مهربونی که ما دو تا رو به هم رسوند..![]()
سلام مهربون![]()
وای باورم نمیشه یساله که نیمدم اینجا بنویسم..امسالم که میخوام بنویسم باید بگم که متاسفانه شروع نوشته هام مثل شروع سالمون خوب نیست..
امسالم 29فروردین بابات به رحمت خدا رفت و یکم فروردین تشییع کردیم..![]()
امیدوارم امسال برعکس شروعش که اینجوری شروع شد پر از شادی و سلامتی باشه![]()
این روزا کلا به سختی میگذره ولی کنار تو همه چی خوبه..منم چندروز افم و نرفتیم خونه مامانم اینا چون عید رفتیم..همین هفته قبل
جمعه شیفتم دوباره..
تو هم الان بیرونی..بچه هام دارن بازی میکنن..منم بی حوصله افتادم همینجا گفتم بیام یکم تو وب بچرخم و ی چیزی بنویسم..
مونی هم حالش خوب نیست اصلا این روزا..همه چی ریخته به هم..![]()
خدایا ما که بخشیدیم و گذشتیم و ب خودت سپردیمشون..به قلب و روحمون ارامش بده..کمکمون کن ما جز تو که کسی رو نداریم![]()
دوستت دارم خدا جوووووووووووووووووونم![]()
تاريخ چهارشنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۳سـاعت 21:44 نويسنده F| |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان