خرید بک لینک
به نام خدای بزرگ و مهربونی که ما دو تا رو به هم رسوند..

سلام نفس..

امروز نتونستم ساعت6از خواب بیدار بشم اماده شم برم دانشگاه..

دیگه ساعت هشت بیدار شدم اماده شدم بدو بدو خودمو رسوندم سرویس رفتم دانشگاه..

رفتم سر کلاسی که باید ساعت هشت میرفتم..(دانش خانواده)به استاد گفتم من ده و نیم باید برم

یه جایی کار دارم اشکال نداره؟گفت نه اشکال نداره برو..خلاصه تا ساعت ده و نیم اونجا نشستم

راس ساعت ده و نیم بدو بدو رفتم سر کلاس اون یکی که باید این سکشن اونجا میبودم..

خخخخخ استاده چشاش میبنده نگامون نمیکنه منم در نزدم یواشکی رفتم یه گوشه نشستم فک کردم

مثلا منو ندیده و زرنگ بازی در اوردم..تا ساعت یازده هم که اونجا بودم و کلاس تموم شد..

موقع حضور غیاب استاد بهم گفت سری بعد زودتر بیا..منم این شکلی شدم

منم چیزی نگفتم..واقعا هنگ کردم..این کلاسم تموم شد دوباره بدو بدو برگشتم سر کلاس اون یکی که بودم

رفتم نشستم..ده دقه بعد اونم تموم شد استاد گفت سکشن اول حضور غیاب نکردم واسه همین واسه

شمام حضور غیاب نمیکنم..دوباره اینجوری شدمگفتم حالا اگه من نیومده بودم حتما حضور غیاب انجام میشد

خلاصه دیگه رفتم پیش مدیر گروهمون واسه برنامه کاراموزیا..تا اونا رو جفت و جور کردم سرویس رفته بود و

تا ساعت سه عصرم نمیومد..مجبور شدم با تاکسی دانشگاه برگردم..با همون مرتیکه ک گرون میگیره..

بهش گفتم کرایه چقد میشه..گفت پنج تومن..گرون شده..منو بگووووو

پیش خودم گفتم دو هفته پیش باهاش اومده بودم همون موقع ازم چهارتومن گرفت گفت کرایه ها گرون شده

الان دوباره گفت پنج تومن کرایه ها گرون شده..دقیییقا مثل حرف قبلیش..

منم گفتم چار بیشتر باهام نیست..گفت اشکال نداره بعدا بیا بقیشو بهم بده..گفتم حتماااااااا خیالت راحت

مردم هار شدن والا..میبینن ما دانشگاه ازادیم پیش خودشون فک میکنن ما بیل گیتسیم

دیگه اومدم خونه هم نتونستم بخوابم..الانم سرم به شدت درد میکنه و بی حوصله ام..این روزا فوق العاده

بی حوصله و خستم..نمی چمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مشکوک میزنم

حالا اگه خبر خاصی بود میام میگم حتماااااا

الانم تو در مغازه ای عشقم..فدات شم..

خیلی دوستت دارم خدای خوبم

خیلی دوستت دارم عشقم

برچسب: نویسنده: آرین کریمیان تاريخ: چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت: 0:04

صفحه بندی