به نام خدای بزرگ و مهربونی که ما دو تا رو به هم رسوند
سلام نفس
6اردیبهشت بود که اولین تکون کیانو احساس کردم قربونش برم..چ حس خوب و عجیبی بود
دیگه از همون موقع هر وقت که تکون میخوره سریع بهت میگم که تو هم دستتو بذاری و احساسش کنی..
هفته دیگم احتمالا باید برم سونو انومالی..شاید مامانم اینام هفته دیگم بیان..
امروز رفتم قسطو پرداخت کردم و از اونطرف اومدی دنبالم بردیم بیمارستان..دیگه اگه خدا بخواد و مصی نفهمه
داخلیم تموم شد..خخخخ فقط مدیریتم مونده..
هفته قبل کمرت گرفتگی پیدا کرد از دوشنبه تا جمعه نتونستی بری سر کار همش پیشم بودی
چقد خوب بود همش پیشم بودی..وقتی شنبه صبح رفتی سرکار دلم گرفت کلی گریه کردم پشت سرت..
شوهر گلم..نفسم..تاج سرم..خیلی خیلی خیلی دوستت دارممممم


خدایا شکرت بابت شوهر ب این خوبی و پسل ب این جیگری

تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶سـاعت 23:0 نويسنده F| |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان