خرید بک لینک
به نام خدای بزرگ و مهربونی که ما دو تا رو به هم رسوند..

سلام نفس..

هفته14بودم قبل از رفتن خونه مامانم اینا..یعنی14فروردین رفتیم سونو برا جنسیت..گفت پسره

مامانم مونی زهرا همش زنگ میزدن که چی بود ..چی بود..دیگه بعد که از اتاق اومدیم بیرون بهشون زنگ زدم

گفتم پسره..خیلی خوشحال شدن..

دیگه سر شب رسیدیم خونه زری اینا فرداشم اونجا موندیم پسفردا ظهرش رفتیم خونه مامان اینا..

سمیر اینا هم اومده بودن..جمعمون جمع بود..تا یشنبه اونجا بودیم..رفتیم یخچالم دیدیم..دیگه یشنبه ظهر

برگشتیم خونه..منم از فرداش رفتم کارورزی..دیروز و پریروزم نرفتم..از شنبه دوباره یه کارورزی دیگم شروع

میشه..ان شاءالله تا اخر اردیبهش تمومم..خدا کنه زودتر تموم شه حوصلم نمیشه دیگه..

کیانم کم کم داره خودشو نشون میده..یهو میره یه سمت بیشترم میره سمت راست کز میکنه منم همش

قربون صدقش میرم جیگر خودمممممم

روزی که دنیا بیاد همون روز عیده

خدایا شکرت خیلی دوستت دارم

تاريخ پنجشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۶سـاعت 13:52 نويسنده F| |

برچسب: نویسنده: آرین کریمیان تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:41

صفحه بندی