سلام نفس
یکشنبه هفته قبل مونی اینا اومدن..مامانم تا جمعه همینجا بود..با هم پیاده روی رفتیم ولی چیزی عایدمون نشد
دیگه برگشتیم خونه و مامان سریییییییییع غذا درست کرد..بعد از ناهار رفتن با بابام..
مونی هم کارشو از سشنبه شروع کرد..الانم هنوز سرکاره..هنوز نیمده خونه..باید کم کم پیداش بشه..
احتمالا سرشون شلوغه که یکم دیرتر شده..
امروز بشدت حالت تهوع داشتم و شکمم درد میکرد نتونستم براش غذا درست کنم..مجبور شدیم
حاضری بخریم بخوریم..
ووی خیلی منتظریم ببینیم چی مشه..خدا کنه زودتر بگذره همه چی مشخص بشه..
خیلی ذوق و شوق داریم..خخخخخ
مامانم زنگ زد گفت فردا میاد..البته با نی نی ولی مشخص نیست که مامانش اچازه بده جوجو بیاد یا نه..
ز هم ابله مرغون گرفته فعلا جوجو نمیتونه بره خونشون..
الانم سر کاری عشقم..موفق باشی..روزای خوب تو راهن..
پیش به سوی روزای خوبترتر
تاريخ دوشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۵سـاعت 20:42 نويسنده F| |
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان