سلام نفسم
هفته قبل رفتیم خونه مامانم اینا خیلی خوش گذشت حدود شش روزی اونجا بودیم یکشنبه شبکار بودم
ولی دقیقه نود شانسمو امتحان کردم ببینم میشه اف کرد یا نه که با تلاش همکاران محترم محقق شد
خدا رو شکر و ما تونستیم دوروز بیشتر بمونیم..هفته قبل شنبه که میشه هفده شهریور تولد کیان رو گرفتیم
چون تولد اصلیش میفتاد تو ماه محرم دیگه زودتر گرفتیم براش..
ما هم کادو بهش یه تاب دادیم..خیلیم دوسش داره
این هفته هم از شنبه تعطیل بودم تا فردا که شبم..چهارشنبه هفته قبل رفتیم سونو واسه اقا رهام
همه چی عالی بود خدا رو شکر چقد چهرش واضح بود قربونش برم ولی حیف که تو نتونستی ببینیش
چون کیان دیگه خسته شده بود بیقراری میکرد مجبور شدی از اتاق بری بیرون و بگردونیش و در نهایت
خوابش برد و مجبور شدی ببریش خونه و برگردی دنبالم..
چقد این چند روز افتضاح بود
الان میخوایم بریم خرید برمیگردم
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان