سلام عشق من..
از وقتی رفتم سر کار دیگه ننوشتم
اتفاقات زیادی افتاده تا الان..مثلاً اینکه همش میگم خدا کنه این همه درسی که
خوندم حیف نشه..یا بعضی وقتا واقعا اعصاب ادم خورد میشه..
چندروز پیش بچه های زهرا هم پرکشیدن زایمان زودرس داشت
خیلی حیف شد اون جمعه رفتیم خونشون همه چی خوب بود نمیدونم چی شد یهو
اول تیر با هم رفتیم خونه مامانم اینا خیلی خوب بود ولی کم بود..
کیان دیگه ده ماهش پر شده جیگر مامان و بابا..ان شاالله شهریور تولدش بگیریم که
تو محرم نیفته..
الان داری میری سر کار خیلیم خوابت میاد و خسته ای عشقم
الهی فدات شم

کیانم با خودش درگیره تا دو خوابیده حالا دیگه نمیخوابه خخخخ
اگه بشه فردا میخوایم بریم پیش زهرا..تا ببینیم چی پیش میاد
دیشب شبکاری بودم امروز و فردا و پس فردا تا شب تعطیلم دیگه
عشقم خیلی دوستت دارم
هول هولی نوشتم راستی یادم رفت بگم دوباره داریم نی نی دار میشیم
این یکی سونو گفت احتمالا پسره رو پسر بودن حساب کنین
الان دیگه تو چهارماهم دیگه یهویی شد 
خدایا شکرت خدایا کمکم کن
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان