سلام نفس
خدا رو شکر باز هم خدا پشت و پناهمون بود مثل همیشه و حل شد..
خدایا ممنونم ازت

امروز بابای من اومد خونمون..ناهار خورد و یکم دراز کشید و بعد رفت..
قربون مامانم برم که کلی چیز میز داده بود اورده بود..
کم کم داریم به سالگرد خواستگاری و بله برون و تولد من و سالگرد یکی شدنمون و تولد تو
مثل این روزا با هم رفتیم ازمایش خون
چه خاطرات قشنگی..
چقد لحظه ی خوبیه که عاشقا به هم برسن..خدایا همه عاشقا رو به هم برسون..
من تازه از وقتی که تو رو شناختم و عاشقت شدم فهمیدم زندگی چیه کلا
دیگه دوستت دارمم خیلی کمه که تو ابراز عشقم بهت بگم
فقط یه چیز بگم.......
نفسم به نفسات بنده
برچسب:
نویسنده: آرین کریمیان